جویبار، شهری با رودهای زیبا و در پرونده امروز به استان مازندران میرویم و خودمان را به جویبار میرسانیم تا از فاصله کمتری با این شهر آشنا شویم، به دیدنیهایش سرک بکشیم.

جویبار شهری جوی های ایران
به گزارش دیدشهر، ما شهرها را حتی پیش از آن که از نزدیک دیده باشیم، به واسطه عامل شهرت شان میشناسیم؛ وقتی اسم ساوه را میشنویم، فورا یاد انار میافتیم. یزد برای خیلیهایمان یعنی بادگیر و قنات. کرمان است و زیرهاش، رشت است و بارانش و زنجان است و چاقویش. چند سالی است که جویبار هم به فهرست شهرهایی اضافه شده که از دور، فقط با شنیدن اسمشان، میشناسیمشان. جویبار اما یک فرق اساسی با شهرهای دیگر دارد؛ عامل شهرتش آن را نه تنها در ایران که در دنیا متمایز کرده است. حالا دیگر همه میدانند که جویبار به پایتخت کشتی ایران و جهان معروف است.
جویبار که میگن، کجاست؟
جویبار که اسمش را از رودهای فراوانش گرفته، از شمال به دریای خزر میرسد، از شرق به ساری، از جنوب به قائمشهر و از غرب به بابلسر. یک شوخی اینستاگرامی بین شمالیها رایج است که خطاب به مردم سایر شهرها میگویند «بیچارهها، ما تو مسافرت شما زندگی میکنیم» و جویبار طبق مختصاتی که گفتیم، اصلِ مسافرت است!
سفال جویبار 8 هزارساله است
جویبار گرچه به پهلوانهای گوش شکستهاش شناخته میشود اما همه هنرش را روی تشک کشتی به نمایش نمیگذارد و حرفهای دیگری هم برای گفتن دارد. مثل شعری که از هشت هزار سال پیش به زبان گِل میگوید. هنر سفالگری از مشخصههای جویبار است، گرچه اینروزها مهجور مانده است. تا چندی پیش – و امروز هم کمابیش- اگر سر و کارتان به «کلاگر محله» یا «کوزهگر محله» جویبار میافتاد، شانس دیدن استادکارهای سفالگری را داشتید که در کارگاههای شان با آب و خاک جادو میکردند. «کلا» در مازندران به معنی «کوزه» است و غیر از جویبار از قدیم در قائمشهر و بابل هم محلههای کلاگر وجود داشته است؛ اسمی که نشان میدهد عمده ساکنان این مناطق سفالگران ماهری بودهاند. اگر در سفرتان به مازندران بخت پیدا کردن یک کارگاه سفال را در جویبار داشته باشید، میتوانید از استاد سفالگر سراغ یک «قدره»، «گومبکا»، «دوشون»، «گل لوه» یا «نمکشور» درجهیک را (به ترتیب یعنی «کاسه آش، ظرف مخصوص نگهداری نیشکر، ظرف مخصوص تولید کره، ظرف مخصوص درست کردن ماست» و «ظرف مخصوص نگهداری ماست») بگیرید و با خودتان سوغات ببرید.
همنشینی مذهب و هنر در یادگارهای تاریخی شهر
«سقانفار»، «سقانپار» یا «سقاتالار» بنایی چوبی در دو طبقه است که مانند آلاچیقی با پوشش شیب دار و عمدتا از جنس سفال یا حلب در کنار تکایا، حسینیهها، مساجد و در محوطه گورستانها ساخته میشده است. بخش بالایی بنا محل نشستن نوحهخوان بوده است و در قسمت پایین عزاداران جای میگرفتهاند که با چای، آب و نوشیدنیهای دیگر از آنها پذیرایی میشده است. این کارکرد آب رساندن به عزاداران، غیر از آن که مثل همه مراسم آیینی بخشی ضروری از آیین سوگواری بوده، در وجهی نمادین مفهوم «سقایی» را هم به ذهن متبادر میکرده است. در واقع هدف از ساخت این بنا در نزدیکی مکانهای مذهبی، تداعی و یادآوری نقش حضرت ابوالفضل(ع) در کنار امام حسین(ع) در آبرسانی به یاران و خاندان ایشان در کربلا بوده است. به این ترتیب علت نامگذاریاش هم مشخص میشود. «نفار» یا «نپار» که با واژه عربی سقا همراه شده، در لغتنامه دهخدا به «تختی با پایه بسیار بلند چون بالاخانهای که با پلههای چوبین بر آن بالا روند» معنی شده است.
درهم تنیدگی آیین و زندگی روزمره
سقاتالار گرچه موقوفه حضرت ابوالفضل(ع) بوده و بین مردم محلی به «ابوالفضلی» معروف است اما تنها کارکرد آیینی نداشته است. در گذشته که هنوز آب آشامیدنی لولهکشیشده دردسترس نبود، در سقاتالارها ظرف بزرگ و بیضی شکلی قرار میدادند و در آن آب میریختند تا مردم از آن بنوشند. سقانفارها از لحاظ معماری، مختص منطقه مازندران هستند که امروز تعداد کمی از آنها در این منطقه از جمله در جویبار باقی مانده است. نقشپردازیهای دینی شامل تمثال ائمه(ع)، طرحهای اساطیری مرتبط با اسطورههای آب و منبتکاریها و خوشنویسی های به جا مانده در سقاتالارها، از لحاظ هنری و تاریخی بر ارزش این بناها افزوده است. اگر میخواهید تا پیش از فراموشی همیشگی سقاتالارها که به نظر سرنوشت محتوم آنهاست، تعدادی از آن ها را از نزدیک ببینید، باید در سفرتان به استان مازندران زمان بیشتری صرف گشت و گذار در شهرهای مختلف بکنید تا سقانفار «کیجا تکیه» در بابل، «شیاده» و «کبریاکلا» در اطراف بابل و «آهنگرکلا»، «زرینکلا» و «هندوکلا» در آمل را پیدا کنید.
رسمی که از 100سال پیش پابرجاست
در ادامه با یکی از آیین های قدیمی که از بیش از یک قرن پیش در تکیههای جویبار برگزار میشود، آشنا میشوید.
«مَجمَعگذاری» از آیینهای محرم در مازندران است که از حدود یک قرن پیش، غالبا در روستاهای مناطق کوهستانی و ییلاقی به ویژه در روستای «بیزکی» جویبار برگزار میشود. در این آیین خانمهای روستایی که دستپخت شان مثالزدنی است، با پختن چند نوع غذا در شبهای محرم از عزاداران پذیرایی میکنند. وجه تسمیه این رسم آن است که زنان غذاها را داخل سینیهای بزرگی که «مجمع» نامیده میشود، میچینند؛ سینیها را روی سر میگذارند و به محلهای عزاداری تحویل میدهند تا در پایان مراسم غذای مهمانان مهیا باشد. این مجمعها در آشپزخانه مسجد یا حسینیه جمعآوری میشوند و بعد از آماده شدن عزاداران هر سینی مقابل دو تا چهار نفر گذاشته میشود. ریشسفیدان روستا میگویند قدمت آیین مجمعگذاری به زمان احداث تکیه بیزکی برمیگردد و از آن زمان تا امروز همچنان معتقدان خودش را دارد.
دیدنی های جویبار
جویبار بیش از 20 اثر تاریخی ثبت شده دارد و برای گشت و گذار در آن، دامنه انتخابهای متنوعی دارید، از ساحل و جنگل گرفته تا دشت و تالاب. پس تصدیق میکنید که نمیشود در یک پرونده به همه جاذبههای این شهر پرداخت. آن چه در ادامه میآید شرح مختصری از دیدنیهای جویبار است اما خب شنیدن کی بود مانند دیدن؟ پس این فهرست را جایی نگه دارید تا وقتی فرصت سفر کردن امن و بیخطر دست داد، یک نقشه راه داشته باشید.
خشت پل و جمعه بازار
این پل در 5 کیلومتری جویبار قرار دارد. خشت پل که زمان ساختش به دوران قاجار برمیگردد، روی «سیاهرود» واقع شده است و به استحکام بالا و فن مترقی معمارانهاش شناخته میشود. این پل پنج پایه مثلث شکل دارد که طراحی آنها در جهت مخالف جریان آب باعث ایجاد خاصیت موجشکنی در آن شده است. در کنار خشت پل، بازار هفتگی شهر برگزار میشود. جمعه بازار جویبار، قدیمیترین بازار سنتی مازندران است و عمری بیش از یک قرن دارد. قسمت گوشت و کباب بازار از محبوبترین بخشهایش است که تا پیش از دوران پاندمی و تعطیلی بازار، محلهایی برای کباب خوردن هم در آن تعبیه شده بود. در جمعه بازار جویبار طیف وسیعی از مواد غذایی و ابزار و وسایل عرضه میشود؛ از میوه و ترهبار و ماهی و شترمرغ تا وسایل کشاورزی و لباس و اثاث خانه. اما محصولات نوبرانه این بازار موسیقی محلی است و نوعی شیرینی سنتی به نام «فامیلی» یا «نصری» که از نظر تازگی و خوشمزگی با کبابهای تازه بازار در رقابت جدی است.
ساحل چپکرود
این ساحل در 16کیلومتری شمال جویبار قرار دارد.
طولانی ترین ساحل دریای خزر، «چپکرود» است که به دلیل شرایط طبیعی یکی از سالمترین و زیباترین ساحلهای استان مازندران به شمار میرود. در این ساحل امکانات رفاهی شامل رستوران، آلاچیق و پارک ساحلی شامل زمین والیبال و فوتسال شنی قرار دارد و برای پیادهروی و دوچرخهسواری محل مناسبی است. غیر از جویبار، از مسیر خزرآباد هم میتوانید به ساحل چپکرود برسید اما هر راهی که انتخاب میکنید، یادتان باشد این ساحل بکر که به عنوان منطقه نمونه گردشگری هم معرفی شده است، با مراعات و مراقبت گردشگران است که میتواند همچنان سالم و زیبا بماند.
کردکلا و بیزکی
در 28 کیلومتری جویبار، روستای حسنآباد قرار گرفته است.
تکیه «کردکلا» و سقاتالار «بیزکی» هر دو یادگار دوران قاجارهستند. کردکلا در «روستای کردکلا» و «بیزکی» در روستایی به همین نام واقع شده است. کردکلا بنایی آجری است که با نقاشیهایی از صحنههای شکار و جنگ و گریز تزیین شده و به دلیل بافت ارزشمند تاریخیاش در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدهاست. یک ایوان با شش ستون چوبی، اتاقهایی در دوطبقه به طور قرینه و یک شاه نشین در طبقه دوم، چیزی است که در این تکیه تماشا خواهید کرد. برای رفتن به سقاتالار «بیزکی» باید راهی دهستان «حسنرضا» شوید و خودتان را به روستای بیزکی برسانید. نکته مهم درباره تکیهها و سقاتالارها در جویبار و به طور کلی در استان مازندران این است که بدانید آنها صرفا بناهایی متعلق به دورهای پشت سر گذاشته شده در تاریخ یا نمونههایی تماشایی از هنر معماری نیستند بلکه بیانگر سبک زندگی و اعتقادات ساکنان این منطقه هستند.
نویسنده : الهه توانا | روزنامهنگار