https://didshahr.ir/5484

ایجاد خانه های دوم از آثار و پیامدهای گردشگری در نظام کالبدی و بافت سکونتگاهی روستاهایی است که پذیرای گردشگران و ماندگاری موقت آن‌ها برای بهره‌گیری از چشم‌اندازها و شرایط مطلوب روستاها هستند.

رواج گردشگری و ایجاد خانه های دوم

نویسندگان: علی اکبر عنابستانی – مهدی جوانشیری – سمیرا کاویانی

منبع: بخشی از مقاله بررسی تأثیر رواج گردشگری خانه‌های دوم بر توسعة کالبدی سکونتگاه‌های روستایی

 تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جهان طی سده‌های اخیر، به‌ویژه در زمینة افزایش جمعیت، گسترش شهرنشینی، توسعة راه‌های ارتباطی و وسایل حمل‌ونقل، افزایش اوقات فراغت و بهبود رفاه اجتماعی منجر به توسعة گردشگری در نواحی روستایی یا گردشگری روستایی[1] شده است. البته گردشگری روستایی به‌ منزلة یک فعالیت اجتماعی در نیمة قرن 18 در انگلستان و اروپا ظاهر شد. پیش از آن نیز از نواحی روستایی برای فعالیت‌های تفریحی استفاده می‌شد؛ اما محدود به اشراف، درباریان و قشرهای خاص بود‌ (شارپلی[2]، 2012: 47). توسعة گردشگری روستایی به ‌طور سازمان‌یافته از اواخر قرن نوزدهم و از اروپا آغاز شد. به نظر می‌رسد گردشگری روستایی از نواحی کوهستانی آلمان یا قلمروهای ساحلی فرانسه سرچشمه گرفته باشد (یوتاکا[3]، 1998: 42). به هر حال نواحی روستایی به دلیل داشتن چشم‌اندازها، جاذبه‌های طبیعی و توانمندی‌های متفاوتی که در جذب گردشگر دارند، انواع و اشکال گردشگری را به نمایش می‌گذارند که براساس معیارها و ضوابط تقسیم‌بندی و نیز در بعضی از ویژگی‌هایشان با یکدیگر متفاوتند. هریک از انواع گردشگری براساس نحوه و مدت اقامت گردشگران (کمتر یا بیش از 24 ساعت) در قالب دو الگوی خانه‌های دوم (ساخت یا خرید ویلا) و روزانه (کمپینگ در فضاهای باز و اجارة خانه یا ویلا) رواج می‌یابند و با توجه به شرایط و ویژگی‌هایشان پیامدهایی در نواحی روستایی گردشگرپذیر دارند (رضوانی و دیگران،1390: 25).

گردشگری روستایی با اقامت و بیتوته در نواحی روستایی همراه است و اقامت در خانه‌های دوم، رایج‌ترین شکل فعالیت در زمینة گردشگری روستایی است؛ به همین دلیل شکل‌گیری و گسترش خانه‌های دوم، امروزه مهم‌ترین پیامد توسعة گردشگری در نواحی روستایی به شمار می‌آید (عنابستانی، 1389: 2).

گردشگری خانه‌های دوم، یکی از الگوهای گسترش گردشگری، به‌ویژه در نواحی روستایی و کوهستانی است که با گسترش مالکیت خانه‌های دوم (خانه‌های ییلاقی یا خانه‌های تعطیلات) ایجاد می‌شود. با وجود سابقة نسبتاً زیاد شکل‌گیری خانه‌های دوم در نواحی روستایی، گردشگری خانه‌های دوم به‌تازگی تجدید حیاتی را تجربه می‌کند که بیشتر با توجه به الگوهای جدید تولید و مصرف اقتصادی تشریح‌شدنی است (ویلیامز و هال، 2000: 23). این روند همچنین به‌ منزلة واکنشی در برابر بحران روستایی ناشی از تجدید ساختار کشاورزی در حال گسترش است (دیتر، 2002، 243). در بعضی کشورها، مالکیت خانه‌های دوم به‌ منزلة بخش اجتناب‌ناپذیر زندگی جدید در نظر گرفته‌ شده است و به همین دلیل روستاها بیشتر، مقاصد گردشگری داخلی‌اند (آلسکوگیوس[4]،1993: 27).

توسعة گردشگری خانه‌های دوم به منزلة نوعی از گردشگری در نواحی روستایی بر ابعاد گوناگون توسعه تأثیر گذاشته است؛ این تأثیر هم مثبت و هم منفی است (علیقلی‌زاده فیروزجانی و همکاران، 1389: 36). پیامدهای گردشگری خانه‌های دوم در سه بعد عمدة اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی و زیست‌محیطی – کالبدی بررسی می‌شود. یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن، پیامدهای کالبدی است؛ زیرا ایجاد این خانه‌ها خود جنبة کالبدی دارند و به ‌صورت فیزیکی بر روستا تأثیر می‌گذارند و اصولاً منظرة آن‌ها در نواحی روستایی در نخستین نگاه، توجه انسان را به خود جلب می‌کند.

همان‌گونه که اشاره شد، نگرش به این پدیده، همواره یک‌سویه نبوده است و اگرچه شرایط ویژة روستا باعث می‌شود افراد زندگی‌‌کردن در یک محیط رمانتیک را تجربه کنند، اما در مقابل توسعة این خانه‌ها، روستاها را در معرض خطر (زیبایی سطحی) قرار می‌دهد. ایجاد دوگانگی در نظام سکونت و ساخت خانه‌ها (نوع معماری)، تغییر وسیع و بی‌ضابطة کاربری زمین‌های روستا، بورس‌بازی املاک و مستغلات، آلودگی محیط ‌زیست و …، از دیگر پیامدهای منفی این پدیده است (آمار و برنجکار، 1388: 9). برای نمونه گسترش خانه‌های ییلاقی با برهم‌زدن نمای ظاهری روستا، منظره‌های روستایی را خدشه‌دار می‌کند (الوانی، 1382: 8)؛ زیرا در ساخت خانه‌های دوم به هماهنگی و توازن آن‌ها با هویت کالبدی روستا توجه نشده است (ماتیسون و والت، 1982: 29)؛ به ‌این‌ ترتیب با برهم‌زدن زیبایی بصری و تخریب پوشش گیاهی به حس مکانی روستا آسیب وارد می‌کند (وال و اسمیت، 1996: 138). با افزایش درخواست خرید خانه‌های ییلاقی در روستا، ممکن است قیمت‌ها تا جایی افزایش ‌یابد که مردم محلی دیگر توان خانه‌سازی یا خرید خانه را نداشته باشند؛ همچنین ممکن است حضور شهرنشینان در نواحی روستایی، فرهنگ مطلوب و بی‌آلایش روستاییان را کم‌رنگ کند و زمینة بی‌هویتی آنان را فراهم آورد (مهدوی حاجیلویی و همکاران، 1388: 21).

آنچه مسلم است اینکه توسعة گردشگری به‌ طور فزاینده‌ای به‌ صورت یک نوشدارو، افزایش‌دهندة توان اقتصادی، توان زیست در نواحی دورافتاده و محرک تجدید حیات به‌ حساب می‌آید؛ بنابراین اگر گردشگری روستایی به نحوی مناسب برنامه‌ریزی و مدیریت شود، به طور کلی خالق یا محرک فرآیند توسعه‌یافتگی برای دستیابی به پایداری توسعه در نواحی روستایی و نیز پایداری جوامع محلی در همة زیرشاخه‌های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و همچنین فعالیت گردشگری به‌ حساب می‌آید.

گردشگری روستایی، فعالیتی پیچیده است که با دیگر بخش‌های جامعه و اقتصاد ارتباط دارد؛ بدین‌ سان، با بررسی دقیق پیامدهای مختلف گردشگری در فرآیند برنامه‌ریزی از پیامدهای منفی آن جلوگیری می‌شود و پیامدهای مثبت عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی مرتبط با آن افزایش می‌یابد (قادری، 1382: 18).

شکل‌گیری و گسترش گردشگری خانه‌های دوم، خودجوش و بدون برنامه‌ریزی و مدیریت مناسب بوده و به همین دلیل، ترکیبی از پیامدهای مطلوب و نامطلوب را به همراه داشته که گاه موجب بعضی دگرگونی‌های فضایی و اجتماعی – اقتصادی شده است.

دربارة خانه‌های دوم تعریف واحدی وجود ندارد؛ در فرهنگ جغرافیای انسانی در این‌باره آمده است: خانه‌های دوم، خانه‌هایی هستند که خانوارهای ساکن در نقاط دیگر خریداری یا به مدت طولانی اجاره می‌کنند. چنین خانه‌هایی معمولاً در نواحی روستایی قرار دارند و برای مقاصد تفریحی استفاده می‌شوند. به آن‌ها خانه‌های آخر هفته و خانه‌های تعطیلات نیز گفته می‌شود (جانستون، 1988: 423).

براساس تعریف مؤسسه ابداعات اجتماعی در آمریکا نیز خانه‌های دوم، خانه‌هایی هستند که کمتر از 91 روز در هر سال تقویمی اشغال می‌شوند. به‌ هر حال می‌توان گفت خانه‌های دوم یا تعطیلات، مساکنی هستند که در نواحی مختلف ازجمله نواحی روستایی ساکنان شهرها معمولاً می‌سازند یا می‌خرند و در روزهای معینی مانند تعطیلات و فصل تابستان بیشتر با هدف فراغت و تفریح از آن‌ها بهره می‌برند (رضوانی، 1381: 73-59).

به‌ طور کلی پدیدة خانه‌های دوم متأثر از عواملی است که سبب توسعة گردشگری روستایی می‌شوند. رشد و گسترش این پدیده در مناطق روستایی بیشتر پس از جنگ جهانی دوم و متأثر از افزایش درآمد و توان مالی، لزوم بهره‌گیری از اوقات فراغت و آسانی در جابه‌جایی به دلیل بهبود شبکه حمل‌ونقل بوده است.

سابقة شکل‌گیری این پدیده در ایران بیشتر است و به دوران قاجار بازمی‌گردد؛ حتی بعضی از روستاهای شمال کشور از گذشته‌های بسیار دور با این پدیده مأنوس بوده‌اند (آمار، 1385: 78-65). از سوی دیگر «روی‌آوری به برپایی و ساخت یک سکونتگاه دوم در نقاط روستایی به‌ منزلة انگیزه‌ای برای انجام سرمایه‌گذاری، عاملی برای ارضای نیاز و کسب حیثیت و وجهة اجتماعی و مکانی برای تدارک روزهای بازنشستگی است» (شاریه، 1372: 235).

در این زمینه مهاجرت‌ مردم روستایی به شهرها و بازگشت موقت آن‌ها به روستاها برای فراغت و دیدار با اقوام و دوستان یا گذراندن تعطیلات در خانه‌هایی که به آن‌ها به ارث رسیده نیز، نقش مؤثری در گسترش خانه‌های دوم داشته است؛ علاوه بر این پدیدة گریز از شهرنشینی[5] و مهاجرت معکوس به نواحی روستایی که از اوایل دهة1800 در جهان شروع ‌شده، زمینه‌ساز افزایش این خانه‌ها در روستاها بوده است (رضوانی، 1381: 73-59)؛ ضمن اینکه سهولت در مالکیت مسکن در نواحی روستایی نیز در این امر مؤثر بوده است.

شکل‌گیری و توسعة خانه‌های دوم در نواحی روستایی به شیوه‌های گوناگون انجام می‌شود: تبدیل مساکن روستایی به خانه‌های دوم، ساخت خانه‌های دوم در زمین‌های تملک‌شدة خصوصی و توسعة این پدیده به دست شرکت‌های ساختمانی (رضوانی، 1382: 183). تقاضای روزافزون گردشگران خانة دوم و رونق فعالیت‌های بورس‌بازی زمین و ویلا، در کنار ضعف بخش کشاورزی در فرآیند تولید، درآمدزایی و اشتغال‌زایی سبب شده است جامعة محلی، زمین‌های کشاورزی و باغ‌های خود را در مقابل تقاضای اغواکننده و میلیونی گردشگران خانة دوم واگذار کنند (قدمی و همکاران، 1389: 21). از سوی دیگر تنوع جغرافیایی باعث شده تا بررسی پیامدهای این پدیده در قالب یک الگوی مشترک کاری مشکل باشد. تغییر فرم، نقش و کارکرد روستاها از بدیهی‌ترین پیامدهای این پدیده است؛ همچنین پیامدهای زیست‌محیطی ناشی از بارگذاری خارج از ظرفیت بر فضا درنتیجة این پدیده جالب ‌توجه است. از جنبة دیگر مشکل تملک زمین، قوانین رسمی و ساختار عرفی حاکم بر تغییر کاربری زمین‌ها، کاهش ظرفیت‌های تولیدی به‌ویژه در بخش کشاورزی، برهم‌خوردن ساختار سنتی و ناهمگونی ساخت‌وساز در نواحی روستایی، ازجمله مهم‌ترین دغدغه‌ها و چالش‌های این پدیده در نواحی روستایی است (ماتیسون و والت، 1982: 29). در جدول (4) به پیامدهای گسترش خانه‌های دوم در نواحی روستایی اشاره می‌شود.

در کشورمان و در نواحی کوهستانی شمال کشور، اگرچه نفوذ و گسترش پدیدة خانه‌های دوم سابقه‌ای دیرین دارد، ولی در دهة اخیر درنتیجة بهبود شبکه‌های ارتباطی، شناساندن توانمندی‌های این مناطق و در کنار آن، اشباع محدوده‌های جلگه‌ای و ساحلی، روند گسترش این پدیده سرعت زیادی داشته است. در این بین، اگر گردشگری روستایی و مالکیت خانه‌های دوم به نحوی مناسب برنامه‌ریزی و مدیریت شود، خالق یا محرک یک فرآیند توسعه‌یافته برای دستیابی به پایداری توسعه در نواحی روستایی و نیز پایداری جوامع محلی در همة زیرشاخه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و خود صنعت گردشگری است.

پیامدهای محلی گردشگری خانه‌های دوم از مکانی به مکان دیگر متفاوت است. این موضوع را مالر و همکارانش مطالعه کرده‌اند. آن‌ها معتقدند چشم‌اندازهای متفاوت خانه‌های دوم، بستگی به موقعیت محلی دارد. در بعضی مواقع این پیامدها سودمند است؛ برای نمونه ممکن است مساکن قدیمی در روستاها بازسازی‌ یا تبدیل به مساکن جدید شوند و زمینة زیباسازی روستاها را فراهم کند. بعضی پیامدها نیز آسیب رساننده است.

 

 

    https://didshahr.ir/5484

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انتشار مجدد مطالب تنها با ذکر نام منبع "دید شهر" مجاز میباشد.